نام سناریو: از اجبار تا علاقه
نام سناریو: از اجبار تا علاقه
پارت: هفت
لیون(برادرم): قراره بدبختت کنن!
میلن(من): یعنی چی؟
لیون (برادرم): خودت میفهمی.
مادر لئو(همون خانمه که بهم گفت خیلی خوشگلی) به من و لئو(پسرش) نگاه کرد، بعد لبخند زد.
مادر لئو: شما دو تا کاملا برای هم ساخته شدید!
یهو من و لئو خشکمون زد
لئو: مامان لطفا چنین چیزی نگو!
مادر لئو: گفتن حقیقت مشکلی داره؟
لئو: منظورت چیه مامان؟
مادر لئو: شما دو نفر طبق قراردادی که ما(خانواده لئو و میلن) بستیم زندگیتون به هم گره خورده
همه ساکت شدند و من و لئو خشکمون زده بود
لئو: این اصلا حرفی نیست که به شوخی هم گفته شه.
مادر لئو: شوخی نمیکنم
.....
#پایان_پارت_هفت🧚♀️🎉
پارت: هفت
لیون(برادرم): قراره بدبختت کنن!
میلن(من): یعنی چی؟
لیون (برادرم): خودت میفهمی.
مادر لئو(همون خانمه که بهم گفت خیلی خوشگلی) به من و لئو(پسرش) نگاه کرد، بعد لبخند زد.
مادر لئو: شما دو تا کاملا برای هم ساخته شدید!
یهو من و لئو خشکمون زد
لئو: مامان لطفا چنین چیزی نگو!
مادر لئو: گفتن حقیقت مشکلی داره؟
لئو: منظورت چیه مامان؟
مادر لئو: شما دو نفر طبق قراردادی که ما(خانواده لئو و میلن) بستیم زندگیتون به هم گره خورده
همه ساکت شدند و من و لئو خشکمون زده بود
لئو: این اصلا حرفی نیست که به شوخی هم گفته شه.
مادر لئو: شوخی نمیکنم
.....
#پایان_پارت_هفت🧚♀️🎉
- ۱۱۵
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط