رماناستاد جذاب من
رمان:استاد جذاب من
پارت:هفتم
ویو جونگکوک
جونگکوک:خانم کیم معذرت میخوام واقعا قصد بدی نداشتم
ا/ت:باشه..لطفا تنهام بزارید
جونگکوک:پس..پس فردا میبینمت
ا/ت:بله..بای
جونگکوک:خدافسی
ویو جینا
جینا:تهیونگ من داره دیرم میشه بهتره برم خونه
تهیونگ:باشه..برو خدافس
جینا:چقدر شبیه داداشم حرف میزنی
تهیونگ:عجب..
جینا:ی وجب..
تهیونگ:بی ادب..برو خدافس
جینا:بای
☆فردا☆
ویو ا/ت
داشتم میرفتم مدرسه..تهیونگ با جینا رفته بود😀..داشتم میرفتم که یهو نزدیک بود ماشین بهم بزنه اما.....
ادامه دارد...
پارت:هفتم
ویو جونگکوک
جونگکوک:خانم کیم معذرت میخوام واقعا قصد بدی نداشتم
ا/ت:باشه..لطفا تنهام بزارید
جونگکوک:پس..پس فردا میبینمت
ا/ت:بله..بای
جونگکوک:خدافسی
ویو جینا
جینا:تهیونگ من داره دیرم میشه بهتره برم خونه
تهیونگ:باشه..برو خدافس
جینا:چقدر شبیه داداشم حرف میزنی
تهیونگ:عجب..
جینا:ی وجب..
تهیونگ:بی ادب..برو خدافس
جینا:بای
☆فردا☆
ویو ا/ت
داشتم میرفتم مدرسه..تهیونگ با جینا رفته بود😀..داشتم میرفتم که یهو نزدیک بود ماشین بهم بزنه اما.....
ادامه دارد...
- ۳.۹k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط