میبینی

میبینی؟
حالا دیگر به تو هم هیچ حسی ندارم!
همانی شدم که میخواستی بسازی.........
مرده ای بی جان بی احساس,خشک و دلی دارم از سنگ
تنها تو می توانی روح به جسم بدهی و قلبم را به تپش وا داری
دیدگاه ها (۸)

ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎی ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮ...

بله دیگه همین.....

به سلامتی هر چی .......نامرد!

فقط....خدا.........

وقتی میگم "دوست دارم" از روی عادت نیس یا یه کلمه ای نیست ک ب...

تنها چیزی که از او مانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط