همه شب چشم شدم اشک شدم ............

همه شب چشم شدم اشک شدم ............
ریزش یک کوه شدم ،ناله ی جانسوز شدم
درطلب عشق تو بیمار شدم
خاک نشین رخ زیبای تو دلدار شدم

به گدایی به در خانه ی تو بیدل و تبدار شدم
دربدر کوچه و بازار شدم
تاک شدم برسر هر دار شدم
در هوس روی تو بد نام شدم
صحبت هر برزن و هر بام شدم
جغد شبانگاه شدم
ذرّه شدم ،آب شدم ،خاک شدم
شُهره ی آفاق شدم
مُرده و برباد شـدم
وای که من .........خاک شـــــــدم!!

( شمس تبریزی )
دیدگاه ها (۱)

از غمم با گُل پژمرده‌ی گلدان گفتمتلخ با چایی یخ‌کرده‌ی لیوان...

عاشق شده ای؛ خیال پرداخته ایدنیای بدی برای خود ساخته ایآن گو...

آخر ای عشق تو رسوای جهانم کردی...عقل ازدیده ستاندی وتو خامم ...

دل من خستگیات خیلی زیاده می دونمدل من تنهاییات پر از سوال می...

همه شبچشم شدماشک شدم ریزش یک کوه شدمناله ی جانسوز شدمدرطلب ع...

همه شب چشم شدم اشک شدم ....... ریزش یک کوه شدم ..ناله ی جانس...

همه شب،چشم شدم،اشک شدم، ریزش یک کوه شدم.ناله ی جانسوز شدم.در...

همه شب چشم شدم اشک شدم ............ریزش یک کوه شدم ،ناله ی ج...

همه شب چشم شدم اشک شدم ............ریزش یک کوه شدم ،ناله ی ج...

همه شب چشم شدم اشک شدم ............ریزش یک کوه شدم ،ناله ی ج...

همه شب،چشم شدم،اشک شدم، ریزش یک کوه شدم.ناله ی جانسوز شدم.در...

همه شب چشم شدم، اشک شدم ............ریزش یک کوه شدم ،ناله ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط