گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده ر

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی

گرفته دلم ، کجایی که به درد دلهایم گوش کنی ، کجایی که مرا با بوسه هایت گرم کنی...

نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام ، نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام

در لا به لای برگهای زندگی ، نیست برگی که از تو ننوشته باشم ،

نیست روزی که از تو نگفته باشم

امروز آمد و از تو گفتم ،نبودی و اشک از چشمانم ریخت و در همان گوشه نشستم ،

دلم خالی نشد و گرفته دلم ، کجایی که دلم به سراغت بیاید گلم؟

نیستی و حتی سراغی از دلم نمیگیری ، یک روز نباشم که تو مثل من نمیمیری....

نمیبینی چشمهایم را ، نمیمانی تا دلم را ، به نقطه خوشبختی برسانی ،

مرا به جایی آرام بکشانی تا خیالم راحت باشد از اینکه همیشه تو را خواهم داشت

نمیخواهی دلم را ، نمیدانی راز درونم را ، نمیگذاری تا مثل گذشته دلم تنها به تو خوش باشد،
دیدگاه ها (۱)

همیشــــــــه مـ ـے گفتنــــدسختــــــے ها نمکـــ زندگــ ـیس...

ﻣﻌﻠّﻢ ﮔﻔﺖ: "ﻓﻌﻞ ﺭﻓــــــﺖ" ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ڪُﻦ ...ﮔﻔﺘﻢ: ﺭﻓﺖ ڪہ ﺭﻓﺖ !!...

قبل از قضاوت '' من ''چشمانت را ببند و عمیق نفس بکشدوباره مرا...

آدم‌هاوقتی می آیندموسیقی شان را هم با خودشان می آورند ...ولی...

عاشقت نیستم 🥀پارت 40بعد از رقص همه میدوریا و باکوگو رو تشویق...

[ 🧪 𝑾𝒉𝒂𝒕 𝑰𝒇...? 🧪 ] • • • 𝒘𝒂𝒓𝒏𝒊𝒏𝒈: 𝒏𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒈𝒉𝒕𝒔 𝒂𝒉𝒆...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط