و من از آغازین روز آفرینشم

و من از آغازین روز آفرینشم
در جست‌وجوی وطنی بودم
برای پیشانی‌ام
در جست‌وجوی موهای زنی
که مرا بر دیوارها بنویسد و پاک کند..
در جست‌وجوی عشق زنی
که مرا تا مرزهای خورشید ببرد
و سپس رهایم کند..
دیدگاه ها (۱)

آهسلمیچنگ انگشتانت اگر می‌بودخنیایی می‌شد؛ به هزا...

#خاص

جانی که زده دل به تو پیوند ، به چند استیک چشم که دل را بکند ...

دلخوش نشسته امکه شاید گذر کنیلعنت به شایدی که مهیّا نمیشود.....

دسـت نوشـتـه هـای عمــو هیـــون قسمـت اولبیست و هشت ژوئنرزِ ...

احترام به ویژگیهای بسیار محترم وجود هر زن و مرد ست

.میخواهم از تو‌بنویسم اما میدانم من نه اولین و‌نه آخرین زنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط