بارون تندی می‌بارید. قطره ها با شدت به شیشه ی ماشین میکوب

بارون تندی می‌بارید. قطره ها با شدت به شیشه ی ماشین میکوبیدن. اون معمولا تو همچین موقعیت هایی سرش رو پایین می انداخت تا صدای بارون رو نشنوه. از بارون بدش میومد، همیشه براش یادآور غم بود.
اما امشب...
حس میکرد انگار آسمونم براش گریه می کنه...

_ تیکه کتاب 🖤
دیدگاه ها (۲)

Pt²تهیونگِ لوس‌کننده 💜🥺ا/ت هنوز از خجالت سرخ بود و تهیونگ با...

^فیک جونگکوک*(پارت۷۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط