دلم یک کلبه می خواهد

دلم یک کلبه می خواهد

درون جنگل پاییز

به دور ازرنگ آدمها

من و آوازتوکاها

من و یک رود

من و یک کلبه پردود

من و چای وکتاب حافظ وخیام
دیدگاه ها (۱)

خیلی نازه....

ادمای زنده به گل ومحبت احتیاج دارن؛و…مرده هابه فاتحه،،،ماگاه...

تاوان حرف هایی که نمی توانیم بزنیم...موهای سفیدی ست که لابلا...

ڪاشے غیر از من و تو هیچڪس با خبر از ما نشودنوبت بازے ما باشد...

عجب قند سمرقندی عجب چای بخارایی

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط