چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایی است
مرا در اوج می‌خواهی تماشا کن، تماشا کن
دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی‌گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند!!!
دیدگاه ها (۸)

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیست.ببین مرگ مرا در خو...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی استببین مرگ مرا در خ...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست!! ببین مرگ مرا د...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خو...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی استببین مرگ مرا در خ...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست!! ببین مرگ مرا د...

چنان دل کندم از دنیاکه شکلم شکل تنهایی ستببین مرگ من را در خ...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست!!  ببین مرگ مرا د...

چنان دل کندم از دنیا, که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط