بـرای بـودن مـن بهتـرین بهانه تویــی

بـرای بـودن مـن بهتـرین بهانه تویــی
بـرای آتش عشقـم سبب زبانــه تویـی

سبد سبد غــزل عشـق ارمغـان تـو باد
بهانـه است غـزل عشق رانشانه تویی

اگر چو شهد غزل می ترواد ازلب من
قسـم به واژۀ آن، شهـد هر ترانه تویی

بـه یـاد تـو دلـم آرام میشـــود عشقــــم
بـرای ایـن دل ویرانــم آشیانــه تـویــی

فدای چشم خمارت که کــرده مجنونــم
مسبب زدنم پشت و پا بـه خانـه تویــی

ازآن دمی که تو را دید "باقـری "فهمید
برای تکیه گـه اش بهتـرینِ شانه تویـی
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط