☆ܥ݆ࡅ߭ܥ‌‌ ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ܨ☆

☆ܥ݆ࡅ߭ܥ‌‌ ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ܨ☆

روبرو ا/ت وایساد با عصبانیت لب زد :
_ چطور می تونی سر یه بچه ۵ ساله داده بزنم اونم دختره منه هرکاری کرده فدای سرش *داد، جدی *
+ تو نمی دونی چیکارا کرده عصبانی شدم داد زدم *داد*
_برام مهم نیست هرکاری کرده فدای سرش دیگه نبینم چشمای دخترم اشکی شه *داد، سرد *
+ عجب من گناه کار شد...
با سیلی که خورد حرفش قطع شده جونگکوک با سردی خواص از عصبانیت داد زد :
_ همین حالا خفه میشی میری تو اتاق *داد *
ا/ت با چشمای اشکی به جونگکوک زل زد سرشو انداخته رفت به سمت اتاق مهمون بهتر بود شب رو اونجا بخواب در اتاق رو وقتی بست شروع کرده به گریه کردن نفهمیدم چیشده همون حال خوابش برد اون طرف وسط داد فریاد این دوتا نفهمیدن چطور میا داشت زل میزد اشک می‌ریخت تا اینکه جونگکوک دید ا/ت رفت برگشت سمت میا دید داره گریه میکنه آروم‌ رفت سمتش بغلش کرد با مهربانی آروم لب زد :
_ پرنسس فدای اشکات شم گریه نکنه باشه دخترن حالا بیا صورتت رو تمیز کنم *مهربان ، آروم *
بعد از اون حرفش میا بلند کرده صورت شو شست خشک کرده بغل کرده برد آشپزخونه نشوند روی صندلی مخصوصش شروع کرده به غذا دادن میا همینجوری داشت غذای میا رو میداد از کارش با اون سیلی که زده بود پیشمون بود باید فردا یا الان هرطور شده پرنسش باهاش آشتی کنه بعد از اینکه دید میا غذا شو کامل خورده بلندش کرده برد اتاق خوابش روی تخت گذاشتش برای قصه لالایی خونده تا وقتی مطمئن شده میا خوابید با شوق رفت سمت اتاق خودش تا هرجوری شده پرنسش باهاش آشتی کنه وقتی در اتاق رو باز کرده دید همه جای نقاشی کشیده شد با وسایل آرایشی همینجوری مونده بود دید اتاق خالی پس رفته اتاق مهمون از اتاق زد بیرون رفت سمت اتاق مهمون در رو به سختی باز کرد دید ا/ت ردی تخت خوابید به صورتش زل زد دید کل صورتش خیس فهمید ا/ت گریه کرده از شدت خستگی خوابش برد ‌رفت سمتش بغلش کرده موهاشو نوازش کرد تا اینکه ا/ت تکون خورده فهمیده ا/ت بیدار شده آروم لب زد :
_ پرنسس فدات شم بهت حق میدم داد بزنی عصبی شی کوچولو ببخشید سرت داده زدم بهت سیلی زدم کوچولو اشتباه کردم چیکار کنم آشتی کنی کوچولو
+.....
_ بهم بگو کوچولو میدونم بیداری *آروم *
+ نمی دونم..
_ نه دیگه کوچولو جایی سیلی رو انقدر می ببوسم تا خوب شه *آروم *
+....
_ نشانه سکوت از رضایت هست *شروه کرد بوسیدن جای سیلی خورده انقدر که تعدادش از دستش در رفته*
+بسه بسه جونگکوک *خنده *
_ آشتی کردی پرنسس *خنده *
+آره جونگکوک منم ببخشید داد زدم
_ اشکال نداره کوچولو
+ دوست دارم جونگکوک
_ منم کوچولو دیونتم
*همدیگر بوسیدن *
در کنار هم خوشبختی زندگی کردن.......[پایان ]
دیدگاه ها (۸)

فالوش کنید فیک هاش محشره https://wisgoon.com/989383_2527

☆ܥ݆ࡅ߭ܥ‌‌ ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ܨ ☆¹از کجا بگم با عشق ازدواج کردم یه زندگ...

عشق مافیا

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط