پارت ۶

پارت ۶
یونگی؛؛درهر صورت متاسفم منظوری نداشتم حالا به پیشنهادم فکر کردی؟
×اره
شوگا:حالا جوابت چیه؟
×من میخوام دوست دخترت شم ولی اخه مامان بابارو چجوری راضی کنیم؟!
شوگا:اونا با من *ا/تو کشید طرف خودش و آروم بوسید*(دلم خواسسسس)
شب شد و یونگی و ا/ت باهم تو اتاق ا/ت بودن (منحرف نشید)
اونا باهم حرف میزدن و به هم ابراز علاقه میکردن که صدای مامان باباشونو از پایین شنیدن(اتاق ا/ت طبقه بالاس)
مامانشون:اونا همو میخوام تازشم ا/ت دختر ما نیست پس مشکلی نیس که با یونگی باشه
پدرشون:چی میگی دیوونه شدی؟ چطور یه ادم میتونه باخواهرش هرچند ناتنیم باشه ازدواج کنه ها ؟ نکنه تو فقط میخوای آب تو دل پسرت تکون نخوره اون دختر گناه داره
مامانشون:اصلن بیا ببین دخترت راضی هست یا نه ا/ت دخترم جوابت چیه تعارف هم نکن لطفا
ا/ت:ر ر راستش م م من میخوام ب با یونگی ب ب باشم
پدرشون:دختر روانی شدی؟
یونگی:من دوستش دارم و اگر نزارید باهاش باشم باهم از این خونه میریم
پدر و مادرشون؛در موردش فکر میکنیم ولی اخه فامیل چی میگن؟
یونگی:من برام مهم نیس ماهمو دوست داریم بزار بقیه هی بگن
که مادر و پدرشون موافقت کردن و فردا صبحش و....




بچه ها میخوام اینو و پارت دیگشو و مال کوک و بدون شرط آپ کنم
مال تهیونگو شروع میکنم
دیدگاه ها (۶)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

marry without love

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط