در آینه بودمرخت نیلگون تنم همان لحظه مرا بسبر جان آتشی افتاد اختری بی روح سوخته جانم چاره چیست؟ موسم بود و نبودم چون من باشم و موسم رفته باشدچاره به چه کارم آید..... از خاک کنده شدم به سماع آسمانم چاره به چه کارم آید....