شب را سپری می کنم تا در گذر لحظه هایم،

شب را سپری می کنم تا در گذر لحظه هایم،

نگاهم بر زیبایی نگاهت خیره گردد و من باشم و چشمان تو و اشتیاق عشق

...........

از حصار افکار پریشانم می گریزم و می روم،

تا به روزی که دستهایمان به هم آغوشی هم برسند

تا به روزی که به بها و بهانه عشق،

تنمان کنار هم آرام گیرند.

...........

می روم تا در پی من گامهایم،

آرزوی با تو بودن را به تصویر بکشند.
دیدگاه ها (۱۸)

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کو...

گاهی اوقات باید خیانت کرد تا ارزش صداقت برای کسی ک تفاوت می...

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ...

زمستان سردی بود... برف و بوران ھمہ جا را فرا گرفتہ بود... کل...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط