بانو !هوای شاعرت ابریست!...

بانو !هوای شاعرت ابریست!...
این روزها........ می خواهد.
مردی که از "باغات لاهیجان " ،
حسی شبیه "یوش "می‌خواهد.

"افسانه " از چشمان تو جاری،
ربُّ النوع ِ خاموش من!... برخیز،
دنیا شبیه معبد ِچشمت ،
آمیزه ای از "شوش " می‌خواهد.

باید بمانم در نگاه تو...
باید پرستش کرد آنها را
این "بیستون " ِگوشه گیر امّا،
"شیرین بازیگوش" می‌خواهد.

می آیی از آن سوی دریا ها ،
قلبم شبیه بچه ماهی ها
از ابر های تیره می ترسد،
باتو شبی خاموش می‌خواهد.

باران من !... آرام می ریزی
برسقف «گالی پوش» احساسم،
این شاعر دلخسته ات اما،
یک آسمان آغوش می‌خواهد.
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارم و دیوانه ی چشمان تواممثل یک کلبه ی ویران شده ویرا...

چشمان تو موسیقیِ بی کلامی ست که با من حرف ها داردچشمات از پش...

گاهی حسادت مغزات را خالی میکند.همان وقتی که مهاراش نمیتوانم ...

گاهی وقت ها فرصتم بدهتا خودم پی به اشتباهم ببرم..با تمام وجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط