پر پروازم را چیدند.

پر پروازم را چیدند.
و محبوسم کردند در قفس.
و تبعیدم کردند به عالم تنهایی.
تا آرزوی پرواز را با خود به گور بَرَم.
غافل از اینکه،سالیان سال است ققنوس خیالم به آسمان پرواز کرده است.
دیدگاه ها (۴)

لااقل اگر مهربانی را فراموش کرده ایم.اگر سنگ شده ایم.اگر قلب...

نوعی دلتنگی هم هست که در عین حال که دلت برای کسی تنگ شده،تما...

هرکسی را چیزی «به جایی می‌رساند» شایدوسوسه یک نگاه یا تصویری...

اشک‌هایی که: دیده نمی‌شوند از اشک‌هایی کهدیده می‌شوند تلخ‌تر...

، ☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆دست نوشته مورنا☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆پس از رفتن «ماه...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط