یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشم

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشم
بی محکمه، زندانیِ بازویِ تو باشم

پیچیده به پایِ دلِ من، پیچش مویت
تا باز زمین خورده یِ گیسویِ تو باشم

کم بودنِ اسپند در این شهر، سبب شد
دلواپسِ رویت شدنِ روی تو باشم

طعمِ عسلِ عالیِ لبهات دلیلی ست
تا مشتریِ دائمِ کندویِ تو باشم

؟؟
دیدگاه ها (۴)

شهریور عاشق اناربوداما هیچ وقت حرف دلش رابه انار نزداخر انار...

چه زیباست که چون صبح، پیام ظفر آریمگل سرخ،گل نور،ز باغ سحر آ...

خخخ

(@_@)

bear town last part بنی: ا/ت؟ا/ت: هوممبنی: میشع حرف بزنیا/ت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط