ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی

ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی
که چشمش وقت گل چیدن به چشم باغبان افتد
#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۲)

عاشقم ...اهل همین کوچه‌ بن‌بست کناری ...!که تو از پنجره‌اش ،...

تو مَرا یَواشَڪی دوست بِدارمَڹ تو را در شِعرهایَم فَریاد می...

مڹ فقط تشنه ے خندیدڹِ لبـ هاے توام جاڹ مڹ ، جان خودتـ ، جان ...

عشق اونجاش خوبه که وقتی تلفون و قطع کردی،دوباره زنگ بزنه بگه...

✿ دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت ما را شکار کرد و بیفکند...

السلام علیک یا رئوف الائمه یاعلی بن موسی الرضا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط