رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دل

رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دل
تا تماشا کنم آن شاهد رویائی را

#شهریار
دیدگاه ها (۲)

شخص رو به سنگها گفت:"انسان باشید!"سنگها در پاسخ گفتند:"هنوز ...

به راز گفتم با دل، زِ خاطرش بُگذرجواب داد فلانی!از آنِ ماست ...

نخواه چشم ببندم به روی رفتنِ توکه وقتِ رفتنِ جان ، چشمْ باز ...

مرا کیفیت چشم تو کافیستریاضت کش ببادامی بسازد#باباطاهر

#شعر_نو 🍃رنگ رؤیا زده‌ام بر افق دیده و دلتا تماشا کنم آن شاه...

مثلاً قرار بود کتاب علوم م رو بار کنم و بشینم زیست بخونم.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط