از

از
غم
آغوش
او
هر
شب
هم آغوش
تبم

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۵)

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی‌استتنها سر مویی ز سر موی تو د...

آنکه در زلف پریشانش دل ما جمع بود جمع ما را هم چو زلف خ...

نه از گل می گشاید دل، نه از گلزار عاشق راکه باغ دلگشایی نیست...

خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشدآیینه صفت محو تماشای تو باش...

تــــــــــــــــو را خبر زِ دلِ بی‌قرار باید و نیستغمِ تو ه...

پَناهَنده‌ایم اَز هُجومِ غَم ها بَر آغوشِ خُدا✨️

پناهنده‌ایم از هجوم غم‌ها به آغوش خدا:)💚

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط