لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران را می بوسم

لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران را می بوسم

من این جا زیر بارانم،

وقتی که بسیار از تو دورم و تو را می خواهم

باران را می بوسم؛ او تو را قطره قطره در من فرو می ریزد

خاطرت باشد ؛ ما هر دو زیر یک آسمان زندگی می کنیم

در دو سوی باران ها من به تو و بوسه و باران ایمان دارم

و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستت دارم !

زندگی شاید همین فاصلۀ خیس ِ بارانیست

که تو را به من پیوند می زند . . .
دیدگاه ها (۲)

این قرار دادتا ابد میان مابرقرار بادچشم های تو به جای دست ها...

شوقی به جهانم نیست،دیدی که چه ِهاکردیحرفی به زبانم نیست،عمرم...

بیا تا مقدس ترین عشق دنیا را به همگان نشان دهیم.بیا تا طعم ش...

مندلهره هایم تمامی ندارندنفس هایم کوتاه شده انددست هایم میلر...

عاشقى را ديدم زير بارانبا چمدانى خيسبى خداحافظى راهى سفر بود...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

تقدیم به محبوب ابدی قلبم جانانم: دوستت دارم ...تورادوست دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط