آخرین بار که دیدمت ،

آخرین بار که دیدمت ،
چه میدانستم آخرین بار است ،
من که آدم آخرین بارها نبودم ،
بلد نبودم ؛
خودت باید به من میفهماندے که
بیشتر نگاهت کنم ،
چَشم هایت را حفظ کنم ..
مجبورت کنم تا بیشتر قدم بزنیم ،
بیشتر صدایت را گوش کنم 
بیشتر دست هایت را ...
راستی آخَرین بار
اصلا دست هایت را گرفتم ؟!
اصلا چرا اصرار نکردم که
یک فنجان دیگر چاے با هم بنوشیم ..
"لعنت به تمام آخرین بارهایی که نمیدانستیم ....




#عاشقانه_ای_به_وقت_دلتنگی
دیدگاه ها (۴)

هر کجا باشی بهار همانجاستمثلِ قلبِ من... ‌‌‎ #عاشقانه_ای_به...

درخت را ببین! قبل از اینکهشاخه اش زیبایی نور را لمس کند،ریشه...

#یادش_بخیر_شبهای_هیاتدر روضه کمی گریستن نعمت بودکوبیـــدنِ ب...

همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم و در آن خواب بمیرم که...

«پس همه اش دروغ بود؟»....p2...... «تو منو به بازی دادی…؟»ها...

تک‌پارتی استنلی اسنایدر: رنگ زرد برای تو نیست**شخصیت شما: دو...

#ری.اکت موضوع:اگه بازیگر باشید و داری‌ فیلم جدیدتون رو با او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط