راند اخر

راند اخر☆
part 25
ات: امشب قراره غوغا بشه
جونگکوک: ضایع بازی درنیاری
ات: بسپارش به من....
ی دختر میره سمتشون با اکیپش
لینا: او سلام کوکی «دستش رو دراز میکنه روبه جونگکوک» این خانم کیه کنارت
ات: رفتم و روبه دختره وایسادم گفتم:
سلام عزیزم ببخشید همسرم ازتماس بدنی خوشش نمیاد من نامزدش هستم
لینا: نامزد، تو؟
ات: اوه از لحنت خوشم نیومد......... اخ جونگکوک بوی حسادت همه جارو برداشته بریم روی میز دیگه بشینیم
لینا: کوکی راست میگه؟
جونگکوک: اسمم رو درست صدا کن اره راست میگه نامزدمه
ات: عا فکر کنم شماهم پیش ما میشینید اره
لینا: چطور مگه
ات: سوالم رو باسوال جواب نده
لینا: اره میشینیم
ات: خوبه خوشحال میشم ی چند پیک باهم بزنیم
لینا: حتما
ات: رفتیم سر میز ونشستیم.....
جونگکوک: سلام اقای کانگ
گانگ: سلام جئون خوش اومدی این خانم زیبا کی هستن
ات: سلام من کیم ات هستم از دیدارتون خوشبختم
کانگ: او تو همون مافیای خشن و سر سختی
ات: بله خودمم وشما؟
کانگ: کانگ جیهون هستم برگزار کننده این مراسم
ات: بله بفرمایید سر پانمونید
لینا: پدر
کانگ: بله؟
ات: چی؟ این دختر شماست؟
کانگ: ارع میشناسیش؟
ات: نه یکم پیش باهم اشنا شدیم...... لینا درسته؟ افتخار میدی ی نوشیدنی بزنیم؟
لینا: حتما چرا که نه
ات: بشین.....«نشست روی میز و ات جامش رو پر کرد» نوش جان...... جونکوکم تو هم میخوری برات بریزم
جونگکوک:«با تعجب نگاش میکنه» ا.... ارع یکم
ات: حتما......«جام جونگکوک هم پر میکنه»
لینا: دوست دارم بفهمم چطوری باهم اشنا شدین
ات: منم دوست دارم بدونم فهمیدنش چه سودی برای تو داره؟
لینا: جهت کنجکاوی
ات: فکر نکنم ددی جونگکوک بخواد درموردش حرف بزنیم..... نه؟
جونگکوک: ددی؟
ات:«ی نیش گون از رون جونگکوک میگیره» چیه؟ دوسش نداری؟ میخوای بهت بگم مستر جئون
جونگکوک: هرچی دوست داری
ات: اهوم «دست جونگکوک که روی میز هست رو میگیره» دستام یخ زده تو گرمشون کن
جونگکوک:«میره در گوش ات میگه» داری اذیتم میکنی
ات: اگه میخوای شبو با من باشی فقط ضایع بازی در نیار بهت نیاز دارم خیلی«درحالی که صورتش بیخ گوش جونگکوک بود بوسه ای بغل گوشش گذاشت که بدن جونگکوک داغ شد » ددی امشب پیشم میمونی مگه نه
جونگکوک: اره........
ادمین: لینا هم ی نافیاست ولی کسی نمیدونه ات جاسوس لیناعه و میدونه که لینا نقشه داره که از باند جونگکوک دزدی کنه برای همین این کارارو میکنه وفقط میخواد که باعث بشه لینا شکست بخوره نه به خاطر اینکه جونگکوک رو دوست داره (*꒦ິ⌓꒦ີ)

خب شرط هارو بیشتر میکنم
30لایک
10کامنت
6بازنشر
بابای عسلا
دیدگاه ها (۰)

پروفایل به این عکس ته تغیر کرد گممون نکنید بلاها♡♡♡

☆رانداخر☆part 24ویوخونه جونگکوک: ات: من برم کجا لباس هامو عو...

ددی جئون ات: بلند شدم که برم جونگکوک دستم رو گرفت ی هو ی حال...

☆رانداخر☆part 23جونگکوک: اگه یبار دیگه فحش بدی میبوسمتات: ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط