فیک ( سرنوشت تو و گذشته من) پارت ۴

فیک ( سرنوشت تو و گذشته من) پارت ۴
- -- - - - -- ---- - - -- - - - -
( کوک صدا را دنبال می‌کنه و همان آجوشی رو می‌بینه که دختری رو بین دیوار و خودش محاصره کرده و داره از خون دخترک تغذیه می کنه)
کوک: اجوشی ؟؟؟؟؟
( تهیونگ به سمت صدا برمی‌گرده و کوک رو میبینه )
تهیونگ: چی میخوای
( کوک که از ترس و شوک زبونش بند اومده بود و به تهیونگ که گوشه لبش خونی بود و چشماش قرمز بود خیره شد و دخترک بیهوش افتاد زمین)
کوک: ت...تو...م..م..من...هی.چی...ب..باید برممم...( می‌ره عقب که گرمایی پشت سرش حس می‌کنه و سرشو اون ور می‌کنه که تهیونگ رو میبینه )
کوک : ت...تو الان..اونجا ب...بودی که...!!!
تهیونگ : مگر نگفتی عاشق خون آشام هستی....هه..چی شد
کوک: من...فقط گردنبند رو پس...بده برم
تهیونگ : ( ی تا ابروش رو بالا میندازه) گردنبند ؟
کوک: هوم لای...کتاب هست برام مهمه پس بده
تهیونگ: هرچی داخل کتاب هست ماله خودم هست چون خریدم کوچولو
کوک: گفتم بده اون یادگاری هست
تهیونگ : بیا ی بازی کنیم عزیزم ( لبش رو به گوش کوک می‌چسبونه و میگه ) همون که انسان ها بهش میگن گرگم به هوا
تو این گردنبند رو بردار و فرار کن منم دنبالت می‌افتم اگ گرفتمت که نه گردنبندی تو کاره ن هیچ و ( لاله گوش کوک رو مک میزنه ) خودت ماله منی تا آخر عمر
کوک: ‌...هه ف..فک کردی ازت میترسم بیا بازی اجوشی ( لقتی محکمی به وسط پای تهیونگ میزنه و گردنبند رو بر میداره و شروع به دویدن می‌کنه...)
تهیونگ : اه...اخخخخخ...( از دیوار خودش رو میگیره و وقتی عضوش اروم شد لبخندی به خنگول بودن کوک میزنه ) من عاشق بازیم مخصوص وقتی خودم برنده بازی هستم و......ادامه دارد شرط ۱۰ لایک دو کامنت
دیدگاه ها (۲۱)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

من برگشتممممممپارت یکیوری: کوک یه لحظه گوش بده به جای اینکه ...

تکپارتی جونگ کوک

داستان قلعه بینهایت شیون شیون داشته شیاطین رو می‌کشته که یهو...

سناریو bts(وقتی با موهاشون بازی میکنی)«نامجون: همینجوری که ب...

Part94

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط