یک نور سفید در تاریکی

یک نور سفید در تاریکی

پارت پنج


و بعد رفتم جونکوک رو بغل کردم
و بهش گفتم: اگه قول بدی همیشه کنارم باشی منم همیشه پیشتم. 👩‍❤️‍👨
جونکوک گفت: قول میدم
و بقلم کرد
من اولین دوست دارم رو بهش گفتم. 💞🧑🏻👧🏻💞
اون گفت: منم دوست دارم. 💞👧🏻🧑🏻💞
کارای 💋❤😘بوس. ل. ب.
مممممممممممممممممممممممممممم
(زینگ زینگ زینگ)( گوشی من)(ناشناس)
من گوشیو جواب دادم.
یه مرد بود.
من: الو
مرد ناشناس: الماس نوتو رو بیار
من: من الماس ندارم اصلا تو کی باشی؟
مرد ناشناس: رئیس مافیا سیاه.
من: مافیای سیاه.
مرد ناشناس: آره تو رئیس مافیا جینایی
من: اسم من جینا ولی اگه الماسم داشتم به تو نمیدادم.
مرد ناشناس: بد برات تموم میشه.
من گوشیو قطع کردم.
جونکوک: کی بود.
من: یه مرد اسکل
جونکوک: مزاحم تلفنی اگه یک بار دیگه مزاحمت شد به من بگو.
من: اینارو ولش شام چی دوست داری برات درست کنم.
جونکوک: هرچی........



پایان پارت پنجم
دیدگاه ها (۲)

بله بنده عاشق داستان گذشته هر کاراکتری هستمو خداااا هایرن رو...

پارت ۲۸ | پنج قدمصدای قدم‌ها نزدیک‌تر شد.تق... تق... تق...پن...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 5چند ثانیه...فقط سکوت.هان بدون اینکه نگاهش را...

همسر غیره منتظره

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

بچه ها این یه پیامی که توی ناشناس بهم دادن و میدونم که حرف ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط