روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر

روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر

روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
پیش شمع آتش پروا نه به جان گو درگیر
در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغ
بر سر کشته خویش آی و ز خاکش برگیر
ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرش
در غمت سیم شمار اشک و رخش را زر گیر
چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باک
آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گیر
در سماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گیر
صوف برکش ز سر و باده صافی درکش
سیم درباز و به زر سیمبری در بر گیر
دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش
بخت گو پشت مکن روی زمین لشکر گیر
میل رفتن مکن ای دوست دمی با ما باش
بر لب جوی طرب جوی و به کف ساغر گیر
رفته گیر از برم وز آتش و آب دل و چشم
گونه​ام زرد و لبم خشک و کنارم تر گیر
حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را
که ببین مجلسم و ترک سر منبر گیر
دیدگاه ها (۱)

▫️روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیرپیشِ شمع آتشِ پروانه ...

#مولانا مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن جان پی پاره بگیر...

سلام بر ماه مهجورم سلام آقای غریبو مظلومم.آقا جان .دل بسته ا...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که ک...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

سینــــه از آتـش دل در غم جانـانـه بسوخـت آتـشــی بـود در ای...

سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشي بود در اين خانه که کا...

عاشقانه های پاکسینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط