"*night*" part=5

"*night*" part=5


£:بعد امتحان یجوری بهم زل زده بود انگار میخواست همینجا محوم کنه

¥:این چهههههههه مزخرفیییییی بوددددددددد ایننننن ازززز امتحانننننن ریاضییییی هم سختتتتت ترررر بوددددددددد کثافتتتتتت لندهورررررر

£:من چبدونم....گند زدی؟°~°

¥:گند؟نههههه ریدممممممم به معنایییییی واقعیییهههه کلمههههه

£:آها⁦=_=⁩

¥:خفهههه شوووووو

£:ههههههه هاهاهاهاها

¥:عوضیییییی

$:چقدر داددددد میزنیییییییی کلههه نارنجیییییی

¥:به تو چههههههه زغاللللل

¢:رفتم بینشون تا آرومشون کنم ولی اونا



روانیممممم کردننننننن
خفهههه شیدددددد

£:ای خدایا⁦=_=⁩
(سرد و بی احساس)هردوتون خفه میشید یا همینجا وسط کلاس خفتون کنم؟!

¥:فقط میتونم بگم مثل سگ از قیافش ترسیدم
چشماش رنگ خون شده بود خیلی جدی و بسیار راحت منو اون زغال رو خفه کرد
یه دفعه اون کله سیاه ولم کرد واقعا مظلوم شد

$:چشم دازای سان.....

£:آفریننننن آکوووووو°^°

¥:بسم الله

(شب)

¥:به محض رسیدن به خوابگاهمون یجوری پریدم رو تخت انگار اولین بارمه
خدایا دارم میمیرم😩

£:یونیفرمم رو در آوردم و یه لباس راحت پوشیدم رفتم کنارش نشستم صورتشو تو دستام گرفتم

¥:ها....؟....
چ...چههههه غ

£:نزاشتم حرفشو تموم کنه بوسه ای روی لباش گذاشتم
(با لبخند ملیح)تو واقعا آدمو تحریک می‌کنی هویج
ههههه چقدر سرخخخ شدیییییب
زدن زیر خنده*

¥:خ....خفههههه شوووووو مرتیکهههه منحرفففففف اااااااااااا

£:مثل یه گنجیشک تو خودش از شدت خجالت جمع شده بود
بغلش کردمو آروم سرشو گذاشتم رو متکا سرشو ناز کردم تا خوابش برد

____________________________________

⁦=_=⁩
دیدگاه ها (۴)

دابسمش پارمیسم

Everything you deserve will be yours.Be patient …هر چیزی که ...

آدمارو آدما پیر میکنن ..

دابمسمش جدید پارمیسم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط