او نست که بود چو در آغوش من افتد

او نيست که بويد چو در آغوش من افتد
ديوانه صفت عطر دلاويز تنم را
ای آينه مردم من از اين حسرت و افسوس
او نيست که بر سينه فشارد بدنم را...


#دلتنگی
#فروغ_فرخزاد

#تکست_خاص #عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

بغلت گرم و دل کوچک من سرمایی ست..زیر پیراهنت ای کاش برایم جا...

من پریشان دیده می دوزم بر اوخود نمیدانم که اندوهم ز چیستزیر ...

چشم انداز تصویرمان...پشت به هم...دستها گره در هم...در پس زمی...

#رفت‌ و غزلم‌ چشم‌ به‌ راهش‌ نگران‌شد...#دلشوره‌یِ‌ ما بود د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط