نصف شب از شناسایی برگشته بود. می بیند بچه ها در چادر خواب

نصف شب از شناسایی برگشته بود. می بیند بچه ها در چادر خوابیدند، همان جا بیرون چادر می خوابد.بسیجی آمده بود نگهبان بعدی را بیدار کند، می بیند بیرون چادر کسی خوابیده است به تصور اینکه نگهبان شیفت بعدی است ، با قنداق اسلحه به پهلویش می زند و بلندش می کند و می گوید: پاشو ، نوبت پست شماست ... او هم بلند می شود، اسلحه را می گیرد و می رود سر پست و تا صبح نگهبانی می دهد!
صبح زود، نگهبان پست بعدی به آن بسیجی می گوید: چرا دیشب من رو بیدار نکردی؟!
وقتی به محل نگهبانی می روند، می بینند فرمانده لشگر زین الدین دارد نگهبانی می دهد!
دیدگاه ها (۴)

پیرمرد نجار اصفهانی برای ساخت تابوت جهت شهدا به معراج شهدای ...

عکس یادگاری فرزند شهید همت با شهید جهاد مغنیه

مقام معظم رهبری از نگاه علماء و مراجع بزرگوار:امام خمینی رحم...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهما

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁶صبح روز چهارم...بعد از ساعت‌ها پیا...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁵دو روز بعد...زخم‌های جونگکوک کمی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط