گم شدن در کوچه های بی کسی ...حقم نبود

گم شدن در کوچه های بی کسی ...حقم نبود
وای این دلشوره ها ...دلواپسی... حقم نبود
گفته بودم......دوستت دارم......نکردی باورم
بارها تفتیش کردن.............وارسی حقم نبود
دامنی از گل برایت هدیه آوردم........ولی
این چنین پر پر شدن چون اطلسی.....حقم نبود
من که تنها هم نشینم .......اشک و یک آیینه بود
بی وفایی،،هم نشینی بابی کسی.....حقم نبود
گفته بودی تا نفس..........تا آخرین دم با منی
اینکه حالا .........بعد مرگم میرسی حقم نبود
دیدگاه ها (۶)

برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اندبادها صبر و قرارم را ب...

در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفتباور نمی کردم، به آسانی دلم ...

مــــدت هــــاســــت...کــارم شـــده...دنبـــال بـــاد دویـ...

چند لحظه ای با من بمان ...           امشب دلم دیوانه است... ...

عاشقانه

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط