من به این ندیدن ها به این نرسیدن ها به این نشدن ها بدجور

من به این ندیدن ها به این نرسیدن ها به این نشدن ها بدجوری عادت کردم .....
خل شدم بس که تو خودم ریختم و جلو هیچ کی خودم رو خالی نکردم من شریک ی مشت خاطره کهنم تت دلیل تموم بی کسی های منی .....
خدایی ظلمه هرکی از پشت تو باشه پشت من بزنه ..
زندگیم مث فیلم ها شده ها امروز خودش رو می بینم و فردا تکرارشو ...
مث پرنده ایی شدم که از قفس ازاده اما یادش رفته پرواز شو هر دومون خیانت کردیم بترس من شبا با گریه میخابم تو بااون ....
دوباره علیت با یه مشت خاطرات تنها تت خونه گوشه نشسته تو نبودت همش عکسات دستم اخه بی مرارم این بود رسمش من که تو قلبم ی کلبه واست ساختم رفتی زدی خرابش کردی ولی میخام یه چی بگم یه دقیقه برمیگردی ؟تو خیلی نامردی ....
دیدگاه ها (۱)

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

پارت ۳

آخرین دعا 18

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط