زندگی مافیایی ما

زندگی مافیایی ما

ادامه پارت ۴

نشستم پیششون که فهمیدم دارن درباره رابطه من و کوک زر میزنن و یه دونه جا نبود که من بشینم منم رفتم نشستم بغل کوک که دستش و با خنده دور کمرم حلقه کرد و یه بوسه کوتاه رو گونم زد سرم و به سینه کوک تکیه دادم و چشام و بستم و نفهمیدم کی خوابم برد
دیدگاه ها (۰)

خب دوس دارین این سوک آخر با کی باشه؟جیمین . کوک. تهیونگ

تو کامنتا مخم و بزنین ببینمم اونایی خوب باشه شات میشن🥲

زندگی مافیایی ماپارت ۴وقتی همه جمع شدن جلوم نگاهی بهشون اندا...

خیلی گشنگ بود🤧

(پارت دوازده)منو بغل کرد و برد تو اتاقم گذاشت دراز کشیدم .. ...

part22 عشق پنهان《ویو ات》از حرفم پشیمونم . شام مون رو خوردیم ...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ²⁴چندماه بعد...یونگی، جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط