زندگی مافیایی ما
زندگی مافیایی ما
ادامه پارت ۴
نشستم پیششون که فهمیدم دارن درباره رابطه من و کوک زر میزنن و یه دونه جا نبود که من بشینم منم رفتم نشستم بغل کوک که دستش و با خنده دور کمرم حلقه کرد و یه بوسه کوتاه رو گونم زد سرم و به سینه کوک تکیه دادم و چشام و بستم و نفهمیدم کی خوابم برد
ادامه پارت ۴
نشستم پیششون که فهمیدم دارن درباره رابطه من و کوک زر میزنن و یه دونه جا نبود که من بشینم منم رفتم نشستم بغل کوک که دستش و با خنده دور کمرم حلقه کرد و یه بوسه کوتاه رو گونم زد سرم و به سینه کوک تکیه دادم و چشام و بستم و نفهمیدم کی خوابم برد
- ۴.۴k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط