قصه ی آدم، قصه ی یک دل است و یک نردبان...

قصه ی آدم، قصه ی یک دل است و یک نردبان...
قصه ی بالا رفتن، قصه ی پله پله تا خدا، قصه ی جستجو، قصه ی از هر کجا تا او....
قصه ی آدم، قصه ی پیله است و پروانه، قصه ی تنیدن و پاره کردن ، قصه ی به درآمدن، قصه ی پرواز...
من اما هنوز اول قصه ام، قصه ی همان دلی که روی اولین پله مانده است، دلی که از بالای بلندی واهمه دارد از افتادن!پروردگارم!

دست دلم را میگیری؟ مواظبی که نیفتد؟ من هنوز اول قصه ام، قصه ی هزار و یک نشانی، نشانی ات را اما گم کرده ام...باد غرور وزید و نشانیت را برد.
نشانیت را دوباره به من می دهی؟ با یک چراغ و یک ستاره ی قطبی؟!
من هنوز اول قصه ام، قصه ی پیله و پروانه، پیله ی بافتن را فراموش کرده ام...
به من می گویی پیله ام را چگونه ببافم؟ پروانگی را یادم میدهی؟
دو بال ناتمام و یک آسمان... من هنوز اول قصه ام.
دیدگاه ها (۲)

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت...

حسِ خوشایندِ " داشتن یک دوست خوب " بیش از چیزیه که بشه توصی...

برای خوشبخت بودن فرش قرمز لازم نیست.... دفتری پر از ورق، نمر...

بابا پول میخوام بابا موبایل میخوام بابا لب تاپ میخوام بابا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط