در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن )
در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن )
ادامه پارت ۱۶ : پیتزای چسبناک و نوشابه با نان تست ( به سبک اوبیتو )
اوبیتو با غرور گفت: «با این حال، من اون رو بهتر پوشیدم.» و یک نان تست دیگر را به کناری انداخت. «قطعاً بهتر. »
کاکاشی در حالی که قلبش به تپش افتاده بود، سرش را تکان داد. «تو غیرممکنی.»
اوبیتو با لحنی ملایم گفت: «و تو هنوز سرخ شدی. که یعنی من دارم برنده میشم.»
کاکاشی به بشقاب خالی تیرامیسو خیره شد و آب دهانش را قورت داد. قبل از اینکه سرش را بالا بیاورد، چشمانش را برای لحظهای بست. با لحنی ملایم زمزمه کرد: «میدونی، دلم برای وقتی که لخت و ساکت بودی تنگ شده.»
اوبیتو وانمود کرد که شوکه شده و دستش را روی قلبش گذاشت. «پس... داشتی نگاه میکردی.»
کاکاشی، با صورتی برافروخته، بالشی را روی سینهاش گذاشت. خندهی اوبیتو اتاق را پر کرد - گرم و درخشان، مانند نور خورشید که از میان پردهها عبور میکند.
ادامه پارت ۱۶ : پیتزای چسبناک و نوشابه با نان تست ( به سبک اوبیتو )
اوبیتو با غرور گفت: «با این حال، من اون رو بهتر پوشیدم.» و یک نان تست دیگر را به کناری انداخت. «قطعاً بهتر. »
کاکاشی در حالی که قلبش به تپش افتاده بود، سرش را تکان داد. «تو غیرممکنی.»
اوبیتو با لحنی ملایم گفت: «و تو هنوز سرخ شدی. که یعنی من دارم برنده میشم.»
کاکاشی به بشقاب خالی تیرامیسو خیره شد و آب دهانش را قورت داد. قبل از اینکه سرش را بالا بیاورد، چشمانش را برای لحظهای بست. با لحنی ملایم زمزمه کرد: «میدونی، دلم برای وقتی که لخت و ساکت بودی تنگ شده.»
اوبیتو وانمود کرد که شوکه شده و دستش را روی قلبش گذاشت. «پس... داشتی نگاه میکردی.»
کاکاشی، با صورتی برافروخته، بالشی را روی سینهاش گذاشت. خندهی اوبیتو اتاق را پر کرد - گرم و درخشان، مانند نور خورشید که از میان پردهها عبور میکند.
- ۱۰۹
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط