🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 حیران شدم در کار تو، درمانده از رفتار تو

🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 حیران شدم در کار تو، درمانده از رفتار تو
هم می گشایی پای را، هم قفل و بستم میکنی

با من نگویی چیستی، اهل کجا یا کیستی
گاهی بلندم میکنی، گاهی تو پستم میکنی

آتش زدی کاشانه را،بردی دل دیوانه را
هم شاد شادم ای صنم،هم غم پرستم میکنی

بگرفته ای جان مرا، کردی به زندانت مرا
می بخشیم عالم به من، گه ورشکستم میکنی

دل را به زاری می بری، اندر خماری می بری
خوبم که آزردی مرا، آنگه تو مستم میکنی مولانا😍 😍 😍 😍
🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸
دیدگاه ها (۱)

چقدر دیر به دنیا آمده امتو را باید قرن ها پیش دوست می داشتما...

ای آرزوی من، ز کجا باز جویمتتا همچو نِی نوازم و چون گل ببویم...

┅✶❤ ✶┅ 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 ●❥• بی مرز تر از عشقم و ب...

. ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ من مناجات درختان را هنگام سحررقص عطر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط