روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست 

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست 
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست


بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت 
امروز همه روی جهان زیر پر ماست

بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز

می بینم اگر ذره ای اندر تک دریاست

گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد 
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید 
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست

ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست

بر بال عقاب آمد آن تیر جگر دوز
وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست

بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی 
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست

گفتا عجب است این که زچوبی و زآهن 
این تیزی و تندی و پریدن زکجا خاست؟

 زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید گفتا
ز که نالیم که از ماست که بر ماست!
دیدگاه ها (۲)

⭕️ بازنده اصلی !🔻در ماجرای زندان رفتن رسایی با شکایت قالیباف...

از ماست که بر ماست !!!!!روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خاستواندر...

از ماست ک بر ماست❤ روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستوندر طلب...

از ماست که بر ماستروزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستوندر طلب طع...

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست واندر طلب طعمه پر و بال بیار...

روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بیاراست...

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستبهر طلب طعمه پر و بال بیاراس...

چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید.. گفتا ز که نالیم که از م...

اشعار هاشور ۳۵ لیلا طیبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط