دوستان عزیز به یه نام نیازمندیم

~                     ~(دوستان عزیز به یه نام نیازمندیم🙏)
پارت دوم
*با پرتوی نور آفتاب روی صورتش چشمان براقش را باز کرد کار هایش را انجام داد زخم هایش را باندپیچی کرد یونیفرم مدرسه اش را پوشید موهای سبزش را شانه کرد ولی نمیشد کاری کرد هنوز ژولیده بودند....کیفش را برداشت و به سمت مدرسه رفت.....‌
*به مدرسه که رسید صدایی آشنا شنید*
......: دکو!!!!
ایزو: اوراراکا سان
اوراراکا: چه خبرا
ایزو: هیچی....مثل همیشه
اوراراکا: پریشونی
ایزو: عادی سازیش کن برا خودت

&ایزوکو در ذهن&
حوصله جواب دادنش رو ندارم....الان حتما میچسبه بهم از این متنفرم
*و از اوراراکا دور شد*
*وارد کلاس شد کیفش را روی زمین گذاشت و نشست*
.....:اوی دکو

&ایزوکو در ذهن&
یعنی من نمیتونم دو دقیقه تنها باشم؟؟!!

ایزو: بله؟

*باکوگو دستش رو روی پیشونی ایزوکو گذاشت و یه انفجار کوچیک زد*
ایزو: آخخخخخخخ!!!!!!
باکوگو: اینو زدم که بدونی که جایگاهت کجاست....حالا برو گمشو تا نفلت نکردم
*ایزوکو سریع دوباره سر جاش نشست*

&ایزوکو در ذهن&
بزار اذیت کنن.......من دیگه چیزی ندارم که از دست بدم.....حقوقم و که اون نوچه های **&*&*(متاسفیم مجبور به سانسور بودیم) قاپیدن
*که معلم وارد کلاس شد و پشت سرش یهو یه....‌.*

پایان پارت دو
با همکاری داینامایت:https://wisgoon.com/mha_spyfamily
سخنی از داینامایت:
خب ببینید اونجا درباره ی پول های دکو که گفتم باید بگم که نوچه هاش میگیرن پول هاش رو کاتسوکی که کم نداره از پول همین دیگه بای
امیدوارم لذت ببرید
دیدگاه ها (۳)

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۲باکوگو : ب...باشه ...

چند پارتی

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۸ایزاوا : سریع خودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط