👮🏻‍♀مأموریت کرمانشاه

👮🏻‍♀مأموریت کرمانشاه

🪖سال ۹۲ در کرمانشاه مأموریت بودیم، من و آقا روح الله و آقا رضا با هم داخل یه اتاق بودیم.

🤗آقا رضا کوچیک جمع ما بود و هر کاری میشد (ظرف شستن و ...) رو آقارضا انجام میداد.

😅وقتی آقا روح الله به من میگفتن مثلا اون کار رو انجام بده من آقا رضا رو نگاه میکردم.

😇آقا رضا به همه و مخصوصا بزرگترا خیلی
احترام میگذاشتند.

😥یک روز انقدر مأموریت و تمرین سخت بوده که حال بنده خراب میشه.

😰اون موقع تب کرده بودم و حالم اصلا خوب نبود قرص خوردم و استراحت کردم.

😔از موقعی که حالم بد شده بود تا موقعی که بیدار بشم آقارضا رو دیدم که بالا سَرم بود نگران و مراقبم بود.

🙂کاش همه ی ما مثل شهید رضا حاجی زاده بودیم...

📸 پ.ن: این تصویر مربوط به اعزام به کرمانشاه در سال ۱۳۹۲ میباشد.

🎙راوی:همرزم شهید
شهید #رضا_حاجی_زاده💔
دیدگاه ها (۰)

پاسخ به یک شبههاین عکس رو برای من فرستادن و ازش نتیجه گرفتن ...

پاسخ به یک شبههاین عکس رو برای من فرستادن و ازش نتیجه گرفتن ...

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

سیدمرتضی آقامیری:📹 رهبر شهید انقلاب: نترسید، نترسید، واهمه ن...

#مدافع_حرم_شهید_روح_الله_قربانی روز قبل شهادتش بود و یک روز...

🌺ماه رمضان سال۱۳۸۸ با آقا رضا دوره‌ی تکاوری در اصفهان بودیم....

بسم رب الشهداء...شهید میثم مدواری اخرین بار در روزهای اخر ما...

💢خواب صیاد را دید و شهید شد🔹سال 78 در مسیر بازگشت از ماموریت...

﷽📜#خاطرات_شهید🕊🍃زمانی که مجروح میشود یک کلاه بافتنی سرش بوده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط