سناریو نوری در تاریکی

سناریو نوری در تاریکی
پارت ۲۱

من: خب خب، پارتیییییییی✨️✨️
(بنده همه ی وسایل پارتی رو از ناکجا آباد اوردم)
💥: چی-
🥦:.. ها؟ اینا از کجا اومدن..؟
💥: خودت چی فکر میکنی این اسکل اینا رو اورد-
من: هیس، به هر حال شروع کنید پستانداران.

بعد یه چند دقیقه که اینا داشتن پارتی میکردن. پیش مرغ عشق ها:
🥦: کاچان.
💥: چی میخوای نفله؟
🥦: میشه ببوسیم؟
(گوجه شد باکوگو😔✨️)
💥: چی میگی دکو!؟
🥦: ام..لطفا؟
💥:چرا دقیقا؟
🥦: دوست دارم بدونم بوسیدن چه حسی داره.
💥: تچ...
(باکوگو ایزوکو رو اورد تو ی بغل خودش و بوسیدش مثل چی. بحح بححح)
با بقیه:
❤️: چرا دنکی هیچ وقت گوش نمیکنه که کم از کوسه اش باید استفاده کنه؟؟😭😭
💗: دنکیه دیگه چه انتظاری داری- صبر کن.....اون دوتا...دارن میبوسن؟!-
جیرو جلوی جیغ زدن مینا رو گرفت.
جیرو: اول این عزیز گرامی نذاشت ما لحظه رومانتیک اینا رو ببینیم. حالا تو هم اضافه نشو دیگه.
من: هی! من...حواسم نبود حساب نیست-
💗: به هر حال من میرم عکس بگیرم، شیپ من داره اتفاق میفته✨️ هاهاهاهاها (خنده شیطانی اروم درحالی که داشت میرفت عکس بگیره)
❤️: خدایا من از دست مینا چیکار کنممم😭 (بچم کیریشما باید مراقب همه باشه🤣)
پیش توگا و اوراراکا:
(اوراراکا که اون صحنه رو دید هم عصبانی شد هم ناراحت. اوراراکا داشت میرفت به اتاق خودش که یکی دستش رو گرفت)
توگا: اوچاکو چان؟ ناراحت بنظر میرسی..خوبی؟
💓: تو متوجه نمیشی...چرا الان برات مهمه؟
توگا: من همیشه برام مهم بوده، ولی خب بخاطر کوسه ام نمیتونستم مثل یه فرد عادی رفتار کنم... و خیلی عجیب و غریب بودم. به احتمال زیاد بنظرت زشت میومدم مگه نه؟
💓: چی؟ نه اصلا! اتفاقا خیلی بنظرم ناز و کیوت بودی...
توگا: واقعا؟
💓: اره...(اینجا یکم قرمز شده اوراراکا بچمم)
توگا: واییییی مرسییی اوچاکو چان! واقعا خیلی مهربونی! ولی من فکر میکنم تو ناز تری!
(اوچاکو هم قرمز شد)
💓: ممنونم..
توگا: حالا، چرا ناراحت بودی؟
💓: خب....من کسی که دوست داشتم الان یکی دیگه رو بوسید...ولی خب اشکال نداره! چون میدونم الان شانسی ندارم، و خیلی براش خوشحالم که ینفر رو پیدا کرد.....نباید بزارم احساستم بهم غلبه کنن...پس الان دیگه مشکلی نیست، ممنون که سرحالم کردی.
توگا: اوه...اشکال نداره، تازه تو منو داری اوچاکو چان. به هر حال خواهش میکنم!
💓: عه؟ عهههههه؟؟ (قرمز شد غش کرد✨️ این و باکوگو چرا هی خون دماغ میشن و گوجه میشن بچه ها؟ دلیلش چیه؟)
پایان.
دیدگاه ها (۱۳)

خب من الان میرم یه پارت از نوری در تاریکی مینویسم بعدش میرم ...

بچه ها من برای سناریو انسانی در جلد جادوگر باید برم دوباره خ...

سناریو باکودکو

دید پنهان ,انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط