بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

بان.
دهخدا می‌گوید «بان» یعنی «محافظ»، «مراقب».
دهخدا می‌گوید ما فارسی‌زبان‌ها وقتی این پسوند سه‌حرفی را دنبال یک اسم می‌گذاریم، یعنی داریم وظیفهٔ مراقبت و محافظت از چیزی را روی دوش کسی می‌اندازیم، نگهبان، دیده‌بان، پشتیبان.


«دریابان».
تو محافظ دریا بودی. تو مراقب موج‌ها بودی. تو از احوال آب خبر داشتی. تو می‌دانستی هرروز بر این خلیج همیشه فارس، این کهن‌آبی صبور که هزاره‌ها به چشم دیده، چه می‌گذرد. اعماقش را مثل ساحلش، مثل شیارهای کف دستت، بلد بودی
و ما تو را بلد نبودیم...
ما مدت‌ها از تو همین عکس بی‌کیفیت ویکی‌پدیای نامرد را داشتیم که به نظرم اتفاقاً باشکوه‌ترین و زیباترین عکس توست. دریابان کنار نقشهٔ چیزی که یک عمر مراقبش بوده، محافظش بوده.

اشتباه می‌کنم. عکس‌های زیباتری هم از تو هست، مثل عکس تابوتت، پیچیده در پرچم ایران، روی دوش مردم هرمزگان، این مردمان دریا که وزن چیزها را بهتر از ما می‌فهمند و یقین دارم خواهند گفت تو از یک مرغ دریایی سبک‌تر بودی روی شانه‌شان. هیچ وزن نداشتی چون هرچه بود فدای دریا شده بود...

بی‌نهایت به چشمم، به دلم، شبیه سردار دل‌ها بودی، شبیه رفیقت، حاج‌قاسم سلیمانی که انگار با هم تقسیم وظایف کرده بودید: تو مراقب دریا باش، من هوای زمین را دارم...
و حالا زخمی که از ۱۳ دی ۱۳۹۸ لعنتی دلمه نبسته، عمیق‌تر شده، هم این زخم، هم دلتنگی این پرستوی خاکی برای دستهٔ شما مرغان دریایی که سبکبالان خرامیدید و رفتید...

دریابان سبک‌بال!
آقای علیرضا تنگسیری
ما و نسل‌های پس از ما، تا ابد، هروقت چشممان به خلیج فارس بیفتد، قطراتی بر امواجش خواهیم افزود، اشک‌هایی به یاد تو که اسمت کابوس آمریکا بود
و نمی‌دانند رسمت را هرگز نمی‌توانند شهید کنند...


ایرانی‌جماعت را جان به جانشان کنی، آدمِ قهرمان‌بازی و قهرمان‌پروری هستند. عشق‌شان این است که رستم، کله‌ی دیو سپید را بکّند و کاوه آهنگر، ضحاک را ببرد بالای دماوند به زنجیر بکشد و آریوبرزن، جلوی یونانی‌ها تا آخرین نفس بایستد و عباس‌میرزا، جلوی تفنگ‌های عثمانی سینه سپر کند. ما فیلم هم که بخواهیم ببینیم، قیصر و عقاب‌ها و کانی‌مانگا را انتخاب می‌کنیم که تویش قهرمان فیلم می‌رود همه را درب و داغان می‌کند و جانش را می‌دهد که غیرت و ناموس و خاکش نرود. ما آدم‌های اسطوره‌های شعاری و شعارهای کلیشه‌ای و کلیشه‌های قهرمانی هستیم.
برای همین است که هر کاری کردند، رئیسعلی دلواری را فراموش نکردیم. می‌گویند انگلیسی‌ها حتی عکس‌هایش را هم جمع کردند و بردند و در سازمان‌های اطلاعاتی‌شان به عنوان اسناد محرمانه قایم کردند، که کسی چهره او را هم یادش نماند. یک اسم الکی هم برای قاتلش ساختند، که فکر کنیم او را یک ایرانی دیگر کشته‌. ولی ما یادمان نرفت. با حروف فارسی نوشتیم: رئیسعلی دلواری وقتی دید انگلیس دارد به سمت بوشهر می‌آید، رفت از مجتهد فتوای جهاد گرفت‌. یارانش را جمع کرد و رفت روبرویشان ایستاد. ابرقدرتِ آن‌موقع، چهار تا کشتی آورد! چهار تا کشتی با کلی سرباز، برای مقابله با گروه سواران دشت؛ به نظر نبرد نابرابر می‌آمد، اما ارتش انگلیس بعد از کشته‌های فراوان عقب نشست.
خاک ایران، ماند.
رئیسعلی هم ماند.
هم در قلب این خاک و مردمانش،
هم در نسل مردمان پس از خودش.
خون شد توی رگ‌های سرداران و دریاداران ایرانی.
یکی از آن‌ها: سردار علیرضا تنگسیری.
می‌گویند دریابان تنگسیری از نواده‌های رئیسعلی دلواری است؛ ولی من می‌گویم رئیسعلی در خاک و آب وطن تکثیر شده. یکی‌ش، سردار تنگسیری‌. هزار تا رئیسعلی دیگر در این خاک جوانه می‌زند هر روز.
ما ایرانی‌ها، قهرمان‌هایمان را مثل خاک وطن سرمه‌ی چشم‌هایمان می‌کنیم. حالا کنار رستم و کاوه و آریوبرزن و عباس‌میرزا و چمران و سردارسلیمانی، درست بغل عکس رئیسعلی دلواری، عکس شهید دریابان تنگسیری را هم می‌چسبانیم تا هرگز از یادمان نرود این خاک با کدام خون‌ها جان‌ گرفته.

#روزهای_جنگ
#دریابان_چه_عبارت_قشنگی_ست
#شهید_چقدر_به_شما_میآید

تهران، روز تشییع دریابان شهید علیرضا تنگسیری
دیدگاه ها (۰)

حاج علی عظمایی.کلیددار جدید تنگه هرمز! که حتی کوسه های خلیج ...

فرهاد قائمیان: من با آیت‌الله سیدمجتبی حسینی #خامنه‌ای بیعت ...

📍برگی باقیمانده از کتابی در کتابخانه‌ در دانشگاه علم و صنعت➕...

شهیدان پیچیده در گوش زمان فریادتان...زمزمه سرود جمهوری اسلام...

♦️ بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بمناسبت شهادت دریابان ...

به امید دیدار دلیر تنگستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط