دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۲۰

کوک : الانم که دیگه کلا نمیخوای بیای اینجا 
تهیونگ : نه فقط این خونه . من جایی میرم که تو باشی .
کوک : پس میخوای کجا بمونی
تهیونگ : منظورت چیه ؟؟
کوک : منظورم اینه که حالا میخوای کجا بمونی . خونه‌ی خودت یا خونه‌ی من . چون واقعا نمیشه همینجوری ولش کرد
تهیونگ : من میخوام پیش وانیل کوچولوی خودم بمونم
کوک : وانیل کوچولوت هم‌میخواد اینجا بمونه
تهیونگ : واقعا ؟
کوک : آره . وقتی به این فکر میکنم قراره با سرعت حلزون تا خونم رانندگی کنی . همون بهتر اینجا بمونم
تهیونگ : (آروم میخنده) خیلی خب .
کوک : کدومشون اتاق توعه
تهیونگ : درش کرمیه
《جونگ کوک در رو باز کرد چراغ رو روشن کرد و وارد اتاق شد . همونجور که دو و اطراف رو برسی میکرد . تهیونگ از پشت سرش اومد داخل و در رو بست . که باعث شد جونگ‌کوک به سمتش برگرده .. اَهه دوباره اون گرگ لعنتی بیدار شده بود. 》 

کوک : دوباره ؟
تهیونگ : مگه چند بار انجامش دادیم ؟
کوک : (رایحه‌شو آزاد کرد) پس بیا بگیرش
تهیونگ : این تویی کوک ؟ تویی که ازم متنفر بودی ؟
کوک : (آروم میخنده) یبار دیگه چرت و پرت بگی باید از شات استفاده کنی
تهیونگ : اعع چی ؟؟؟؟؟
کوک : همینی که هست
تهیونگ : چطور دلت میاد ؟
کوک : همینجوری !
تهیونگ : واقعا ؟
کوک : وقت طلایی منو هدر نده اگه میخوایش بگیرش

《تهیونگ به سمت کوک رفت سرش رو توی گردنش فرو برد و شروع کرد به بو کشیدن رایحه‌ی وانیل》

تهیونگ : برای آدم زورگویی مثل تو این رایحه خیلی شیرینه ..


از طرف سلوین
《برای پارت بعدی که اسماته . واقعا نمیدونم چیکارش کنم . برام سخته توی پی‌وی بفرستم . و توی کامنتا هم بهم ریخته میشه . میترسم اگه عادی پارت اسمات رو بزارم دوباره مسدود بشم .. پس بنظرتون چیکار کنیم خوبه ؟؟ تا جوابتون رو نشنوم پارت بعدی رو نمیزازم . تا ببینم باید چیکارش کنم》


#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
دیدگاه ها (۲۰)

🖤 پارت ۲۰ | «مرحله دوم»آژیر عمارت هنوز روشن بود.لانا و تهیون...

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

ادامه پارت ۲تهیونگ به کفِ سنگیِ خونه نگاه کرد. اون واقعاً به...

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

شاگرد لوس من

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

پارت ۶که یهو تهیونگ با شلاق وارد شدتهیونگ رو به خدمتکارا:بری...

فیک تهکوک وارث زار

ادامه²وقتی مقابل جونگ‌کوک ایستاد، نگاهش به کیسه‌ی خرید افتاد...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط