‍ ❤ ️❤ ️

‍ ❤ ️❤ ️

روزی باز خواهی‌ گشت
و دست به گونه ی
قاصدکی که روی شانه ام نشسته
خواهی ‌کشید!

روزی که من با قلمی ‌سپید،
روی تنِ تمامِ ‌‌پیاده رو هایِ شهر،
نامت را رج زده ام!

روزی باز خواهی‌ گشت
و در چشم های‌ سیاهم!
لبخندی‌ گم شده را
به تماشا خواهی نشست!

روزی باز خواهی گشت اما...
تو را به جانِ همین شعر!
خورشید را با خود بیاور!
روزی که میرسی
تا دلت بخواهد اینجا شب است!

#حامد_نیازی
دیدگاه ها (۲)

اڪَرڪسی رادوست داری،هوایش را داشته باشاما اڪَر برای پرڪردنتن...

من از تنهایی آبانِ...بی تُو ترس دارم...چو بیم برگ خشکیده...ز...

شعرهایم پی گرد قانونی دارد...دیروز...وسط یکی از شلوغ ترین خی...

تو آن بهشٺ برینیکه جان خاکی منبرای داشتنٺ عین آرزو شده اسٺ

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 83✦....................

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

«blood shadows»(سایه های خونی) part ۲۵/___نیمه‌شب بود.الیویا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط