دل ز تن بردی

دل ز تن بردی
و در جانی هنوز

دردها دادی
و درمانی هنوز

آشکارا سینه‌ام بشکافتی
همچنان در سینه پنهانی هنوز

#امیرخسرودهلوی
دیدگاه ها (۲)

وقتی که شانه هایمدر زیر بار حادثه می‌خواست بشکند ..از خیال پ...

آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چ...

سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیستمس...

تو همـانی که به درد دل من درمانیتو همانی که مرا عین خودت می‌...

من خیلی دلم برایِ بابام تَنگ شده..💔🙃دلتنگی اون زَخمیه ک هیچ ...

در سوگ نبی جهان سیه می پوشددر سینه، دل از داغ حسن می جوشداز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط