مستم اما مستم دیدار تو

مستم اما مستم دیدار تو
شاید فردا نباش تا دستان را بگیرم
من عشق را درنگاه تو دیدم
اما دلم مرده دیگه عاشق نمیشی
پس من دیوانه رو رهاکن
خودت را از من جداکن
بامن جز درد هیچ نیست
نازنین درد من درمان ندارد
دیدگاه ها (۳)

ﺣﺴﺮﺕﯾﻌﻨﯽ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﻳﻢ ﻧﺸﺴﺘـﻪ ﺍﯼ ...ﻭ ﺑﺎﺯ ﺧﻴﺴﯽ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ...ﺁﻥ ...

آتش دیر دوچشمان فریبای توامکوکب عشق منی مهوتماشای توامراهبی ...

دوستت دارم بی آنکه بدانم چطورکجا ، یا چه وقت....؟!چه آسان دو...

با همان یکبار!دیوانه ات شدمآغوش تو همه جنون بود و خیال،حالات...

خودت را جاي من بگذارخودت را جای من بگذار ؛ دلت بدجور می گیرد...

پارت چهارم در آغوش زندانجیمین:خب راستش من من عاشق شدمته:جدی؟...

Plan Aتیلور: کلی بع حرفاش فکر کردم و بع این نتیجه رسیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط