خلقی همه با هم سخن

خلقی همه با هم سخن
از وصل‌تو گویند

من بیڪسم،
افسانهٔ هجران به که گویم؟

#هلالی_جغتایی

‌‌‌
دیدگاه ها (۸)

‌من در سر زلف تو بدیدم دل خویش پس با دل خویش عشقبازی کردم#م...

‌ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جاناهم محرم عشق تو هم محرم تو...

بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیممستیم اگر ساکن میخانه نباشی...

‌می بندم این دو چشم پر آتش راتا بگذرم ز وادی رسوایی...تا قلب...

گر در طلبت ما را، رنجی برسد شایدچون شوق حرم باشد، سهل است بی...

🍒🌱چند پنهان کنم افسانه‌ى هجران از تو؟حال من بر همه پيداست، چ...

گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدموگر یک دم زدم بی‌تو پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط