پارت ۹

پارت ۹
ویو سر سفره ....
ات رفت و همه ی اعضا رو صدا کرد تا نوبت رسید به اتاق جیمین در زد و جیمین گفت بیا تو ات هم در و باز کرد و دید صندلی جیمین پشت به در هست و جیمین ندید کی اومده ات هم آروم رفت و جیمین رو از پشت بغل کرد و سرش رو تو گردن جیمین قایم کرد و گفت داداشی غذا آماده هست جیمین هم مو های ات رو نوازش کرد و گفت باشه خوشگلم بیا با هم بریم بعدش دست هم رو گرفتن و به سمت میز راه افتادن تا جیمین غذا ها رو دید گفت جیییییییییییننننننننننن ( با داد و تعجب) جین هم گفت آروم باش چی شده جیمین گفت ایییییننننن همههههه غذاااا کی آماده کردی  ؟ جین تک خنده ای کرد و گفت چند ساعت پیش جیمین گفت همش و خودت ؟ جین گفت نه جیمین گفت کی کمکت کرد جین هم گفت کسی که الان دستش رو گرفتی جیمین هم رو به ات کرد و گفت تو هم کمکش کردی ؟ ات گفت معلومه داداشم خسته شده بود همش خودش داشت درست میکرد شما ها هم باید کمکش میکردین جیمین هم گفت باشه خوشگلم ما هم بار های بعدی بهش کمک میکنیم ( لبخند) و سر میز نشستن و شروع کردن به خوردن غذا ( بچه ها گفتم اعضا توی اتاقاشون بودن ؟ همون موقع که جین و ات آشپزی میکردن بعد اعضا هم لایو بودن و داشتن ات رو به آرمی ها معرفی میکردن ) تا اینکه موقع خوردن غذا ات گوشی جونگ کوک رو دید که توش پیام اومده بود ........ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۰ ات دید که توی گوشی جونگ کوک پیام از هیتر ها اومده و ...

پارت ۱۱ات هم حال نداشت پس جیمین موتور کوک رو با ات سوار شد و...

پارت ۸ تا ات میخواست حرف بزنه یونگی گفت 🤨چرا شما ها داد میزن...

پارت ۷ که جین انگار یه چیزی یادش اومد و با صورتی سوالی و ترد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط