من نشانی از تو ندارم.. 

من نشانی از تو ندارم.. 

اما نشانیم را برای تو مینویسم.. 

در عصر های انتظار به حوالی بی کسی ام قدم بگذار 

خیابان غربت را پیدا کن 

و وارد کوچه های تنهایی شو .. 

سپس در کلبه را باز کن .. 

مرا خواهی دید 

با بغضی کویری 

که غرق اشک 

پشت دیوار ها نشسته ام....
دیدگاه ها (۵)

تو بمان با من، تنها تو بمان. جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتا...

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تــو میمیرم ..می خ...

دلخوشی هرگز نیامد شایدم قسمت نبودپشتِ هر حکمت لزوما هم درِ ر...

اعترافی تلخ خواهی؟ دوستت دارم هنوزگرچه از آغوش بی مهرت بریدم...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

parte_۲ رمان_اژدهای_سیاه یولی بی خبر برای دادن پول ارون ...

تصورت زیباست،چنان که خیالِ فرشته‌ایدر مهِ سپیدِ آسمان.بر ابر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط