پرنسس من

پرنسس من
پارت ۲ /فصل ۱
ویو کوک
از اون شب اون دختره منو دیوونه خودش کرده بود آنقدر که می‌خوام فقط مال من بشه فقط من ....
همه جارو دنبال اون دختره گشتم ولی پیداش نکردم آه اون پس کجاست پس صدای در به گوشم اومد گفتم بیا تو تهیونک بود
(بچه من تهیونگ رو ته میزارم)
ته : سلام داش گلم خوبی
کوک:سلام چی شده
ته:آها اومدم که اطلاعاتی که از اون دختره....
کوک: چی شده پیداش کردی
ته:تو بزار من حرفم رو بزنم بعد اره پیداش کردم
کوک: خب بگو
ته : پدر مادرش فوت کرده و اسمش لی ات هست و ۲۱ سالشه و یه رستوران رو اداره می‌کنه
کوک: خوب خوب جوجه فسقلی بزودی میگیرمت
ته: واقعا تو از اون خوشت امده آخه تو خیلی بی رحمی
کوک: اره درسته بی رحم هستم ولی من عاشق اون دختر شدم اگه نباشه من دیوونه میشم
کوک: می‌خوام اون دختره رو بدوزمش
ته : واقعا
کوک: اره اونم امروز
ته :باش چیکار کنم الان
کوک:اماده باش
ته : اوک

ویو ات
از رستوران بیرون اومدم و به تاکسی گرفتم و راه افتاد ماشین
نگاه های زیاد راننده رو روی خودم احساس میکردم حس خوبی نداشتم ولی یهو.....

پایان
ادامه دارد .🌗🤎
دیدگاه ها (۰)

پرنسس منرستوران ات توی آشپر خانه ات راه پله های رستوران اتاق...

پرنسس من پارت یک /فصل ۱ویو اتصبح پاشدم و کارایی لازم رو انجا...

دلم نیومد نزارمپارت۳پرنسس کوچولو_تلفن رو روی اون دختره قت کر...

☆سادیسمی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط