پارت سیو یکم

پارت سیو یکم
🔥عشق ابدی ما🔥

شدو: ....🙄

در زهن النا: این کیه من پیشش نشستم چقدر سرده کاش پیش دختر صورتیه بودم..😔💔

من: آهان باشه منم قبول دارم... که لیاقت شدو رو نداری😑 ولییی.. خوب هه هه هههه گوهیه که خودم خوردم😌👌 کاریش نمیشه کرد😭 یه جوری جمعش میکنم ام امیدوارم😅❤️

سونیک: داشت چشمام سنگین میشد خیلی خوابم میومد شدو کنارم بود نمیزاشت بخوابم ولی الان... اههههه *خمیازه آروم* دستم رو گذاشتم رو میز و هرچی معلم میگفت رو مینوشتم تا هیچی نفهمیدم..

اسکروج: ... دیدم سونیک خوابه دفترش رو برداشتم و هرچی معلم میگفت رو هم برای خودم هم برای اون مینوشتم حسم بهم گفت کاره خوبی میکنم کاری که حس بهتری به زندگیم میده انگار زندگیم با این کار ها معنی پیدا میکنه حداقل یه کار خوب کردم*نگاه مهربون معنا دار به سونیک*.. زنگ خورد سونیک رو بیدار کردم....

حالا شدو..😎

شدو با دیدن این صحنه طوری شده بود که انگار تو چشماش فقط آتیش و انتقام بود شدو معنی این نگاه معنا دار رو میدونست مداد توی دست شدو شکست شدو حسودی نمی‌کرد از اینکه سونیک خوابه و خودش نمیتونه کاری کنه آتیش گرفته بودم.... سونیک تو رو خدا بلند شو سونیک فقط بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو بلند شو ‌‌‌.... تا بالاخره زنگ خورد...

النا: شدو.. شدو.. شدو😊

شدو: با صدای النا از فکر بیرون اومدم بله🤨

النا: میای زنگ تفریح رو باهم باشیم..😊💝

شدو: خوب.. با سونیک که قرار نیست برم پس بهتره کنم.. باشه حتما بریم ظرف غذام رو از داخل کیفم برداشتم و با النا رفتیم بیرون*رفتارش سرده*

سونیک: *با اسکروج داخل راهرو*... هی اسکروج قراره برای بعدا چیکار کنی...

اسکروج: خوب میخوام خانواده ام رو ترک کنم و یه زندگی خوب بسازم‌.‌..(بخاطر تو برای تو)

... : تو بهتره تریاک و گل کشیدن رو ترک کنی😊 ببین ترک کردی کافور شیاف کن باشه🔪🔪

شدو: ولی خدا این چقدر حرف میزنهههه مغزم رو خورد... یه لحظه.. بیا بشینیم خوراکی بخوریم اوکی

النا: حتما شدوی عزیز

ببین دهنت رو به گل میکشم تو خر کی باشی گوه خوردی اینطوری میگی🔪🔪

شدو: به من اینطوری نگو اسمم رو صدا کن * افرین پسر خودمی❤️😘*

النا: باشه..شدو میگم تو پارسال اینجا بودی چطور بهت گذشت..

شدو: ام خوب بود مدرسه خوبیه زنگ اول صبحانه میدن زنگ آخر هم ناهار میدن هر دو سال یک بار هم اردو بیرون شهر داریم ولی هر ماه ما رو پارک میبرن دستشویی های تمیزی هم داره

آخ آرزو هایی که هرگز بهش نرسیدم و مطمئنم شماهم نرسیدید چون تو ایرانیم😮‍💨

النا: عه غذا هامون شیبه همه

و هردو خندیدن

من:😈😘

سونیک: من و اسکروج از راهرو خارج شدیم که دیدم شدو با النا میخنده...مکث کردم و نتونستم حرکت کنم... آیا ناراحت شدم... حسودی کردم.. از شدو عصبی شدم..

کاتتتتتتتتتتتتت خوب بسه تا حرص خوردن های بعدی به درود🤗 عاشقتونم🤗😍❤️
دیدگاه ها (۱۷)

مال ما دقیقا ساعت نه میره ولی.. ولی طوری که سر وقت برقا میره...

خوب.. اره همینه که هست اینو دیدم باید ببینیییییی😂 توهم فشار ...

بچههههه ها به جون خودم باورم نمیشه چند روز پیش بخاطر شهادت ا...

این ویدئو برای خاندانت و تمام کسایی مثل تو سیکتیررررررر حروم...

پارت سی🥳🔥عشق ابدی ما🔥معلم: سلام بچه ها امروز دانش آموز جدید ...

پارت بیست نهم🔥عشق ابدی ما🔥امی: این اسکوج چی میخواد نکنه میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط