وقتی با اجبار میشی زن دومش

وقتی با اجبار میشی زن دومش
پارت۳
منو برد تو اتاق بی صدا اشک میرختم
جین : برای چی گریه میکنی ماه من
ا/ت : چی این همون جین بود که منو سیلی زده بود
جین زانو زد رو به من و گفت
جین: گریه نکن آخه حیف از چشمات نیست
بعد جین لبمو بوسید منو تو بغلش گرفت همینجوری لبمو می‌بوسید منو گذاشت رو تخت گفت : راحت بخواب ماه من
ا/ت نمیدونم چجوری خوابن برد
دیدگاه ها (۰)

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

سناریو جدید

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

سناریو مایکی پارت اخر

#سناریو_بی_تی_اس (وقتی انقدر که نخوابیدی و تو گوشی بودی چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط