وقتی با اجبار میشی زن دومش
وقتی با اجبار میشی زن دومش
پارت۳
منو برد تو اتاق بی صدا اشک میرختم
جین : برای چی گریه میکنی ماه من
ا/ت : چی این همون جین بود که منو سیلی زده بود
جین زانو زد رو به من و گفت
جین: گریه نکن آخه حیف از چشمات نیست
بعد جین لبمو بوسید منو تو بغلش گرفت همینجوری لبمو میبوسید منو گذاشت رو تخت گفت : راحت بخواب ماه من
ا/ت نمیدونم چجوری خوابن برد
پارت۳
منو برد تو اتاق بی صدا اشک میرختم
جین : برای چی گریه میکنی ماه من
ا/ت : چی این همون جین بود که منو سیلی زده بود
جین زانو زد رو به من و گفت
جین: گریه نکن آخه حیف از چشمات نیست
بعد جین لبمو بوسید منو تو بغلش گرفت همینجوری لبمو میبوسید منو گذاشت رو تخت گفت : راحت بخواب ماه من
ا/ت نمیدونم چجوری خوابن برد
- ۳۳۱
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط